گریه هم دیگر غم هایم را ارضا نمیکند...

زندگیت همینی است که هست...بگذارم سختی کار خودش را بکند....

خسته شده ام از بس بیهوده داد و فریاد کردم و کسی نگاهم نکرد...

شاید دارم تاوان چیزی را پس میدهم....نمیدانم....

دیوانه شده ام....دیوانه نبوده ام...دیوانه ام کرده اند...

احمق ها مرا درک نمیکنند...بعضی از انسانها را میگویم....

اشک را در چشمانم میبینند ولی چیزی نمیگویند...

یاد حسین پناهی بخیر که میگفت:

مهم نیست چند تا آدم در کنارت است....

همین چند نفری که در کنارت است آدم باشند بس است....