تنم از حادثه خسته

دلم از غصه شکسته

یه مسافر غریبم

راهی یه راه دورم

ناجی شکسته بالم/ که تویی تنها نشستی/ ای واسه خاطر من دل مردم رو شکستی

پر بغض و گریه بودم / تو رسیدی تا بخندم

واسه پیدا کردن تو دل به جاده ها می بندم

راهی یه کوله راهم کوله بار عشق رو بستم/ دیگه از خودم بریدم دیگه از آیینه خسته ام

تویی کعبه وجودم / دور چشمه ی تو گشتم

نکن از دلم گلایه / باید از تو می گذشتم

می خوام این عشق قشنگ رو از نگاهت پس بگیرم/ نمی خوام مثل یه پرنده توی یک قفس بمیرم

ای نگاه آبی نو کاش تو مهربون نبودی / میون این همه آدم تو یه همزبون نبودی

لحظه از تو گذشتن آخرین لحظه ی دیدار

واسه تو و از تو گذشتن / همینو میگم و این بار.......


خدایا بیش از این عاشقم کن...